الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

577

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

تَعَارَجَ : مثل - تضالع - است يعنى لنگان مىرفت و از اين معنى به طور استعاره گفته شده : عَرِّجْ قليلا عن مدى غلوائكا . ( زمان جوانيت را كه به سرعت و با غرور مىگذرد حفظ كن و غنيمت شمار ) يعنى : از گذشتن سريع و دشوارش ، حفظش كن . عَرَج : گلهء بزرگ شتران ، گويى كه از كثرت و فزونى صعود كرده . عرجن : در آيه : ( حَتَّى عادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ - 39 / يس ) همچون شاخه‌هاى بهم پيچيده . ( يعنى مثل شكل قمر در پايان ماه و يا چون شاخهء نازك خشك شده ، يا مرغى كه سر در بال پنهان كرده ) . عرش : العَرْش : در اصل چيزى است كه سرش پوشيده و سقف دارد ، جمع آن - عُرُوش . گفت : ( وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها - 259 / بقره ) . ( سقف‌هايش و سپس ديوارهايش بر روى آن فرود آمد ) و از اين معنى عبارت : عَرَشْتُ الكَرْمَ - است يعنى براى تاك و درخت انگور داربست ساختم . عَرَّشْتُهُ : شكلى سقف مانند برايش قرار دادم كه آن را - معرّش گويند . در آيات : ( مَعْرُوشاتٍ وَ غَيْرَ مَعْرُوشاتٍ - 141 / انعام ) ( وَ مِنَ الشَّجَرِ وَ مِمَّا يَعْرِشُونَ - 68 / نحل ) ( وَ ما كانُوا يَعْرِشُونَ - 137 / اعراف ) ابو عبيدة : گفته است - يَعْرِشُونَ در آيهء اخير - يبنون - است . يعنى : آنچه مىسازد و بنا مىكنيد . اعْتَرَشَ العنبَ : تاك را بر دار بست بالا برد . العَرْش : چيزى است مثل هودج و تخت روان براى زن كه شبيه دار بست تاك است . عَرَّشْتُ البئرَ : براى چاه سايبان و عريش ساختم . جايگاه زمامدار هم اعتبار اينكه